آشتياني براي برآورده كردن اين روياي آبي از همان
الگوي مديريتي پيروي ميكند كه سال قبل هم تلاش كرد آن را در باشگاه جا بيندازد.
"نظم" كلمهاي سه حرفي كه در طول مصاحبه دو ساعته گروه ورزشي ايسنا با امير رضا
واعظي آشتياني تكرار شد، الگوي مديريتي مديرعامل باشگاه استقلال است و او مي خواهد
با استفاده از همين الگو، حاشيه را از تيم پرحاشيه استقلال دور كند اما، آيا او با
طرح مخالفت با منتقدان ورود سياسيون به ورزش ميتواند حاشيهها را از بين ببرد؟
شايد حرفهاي آشتياني و انتقاد علني او از مخالفان
ورود سياسيون به ورزش حاشيه جديدي را در فوتبال ما به وجود بياورد. او ميگويد:
«مخالفان ورود سياسيون به ورزش ميگويند مديري كه وارد ورزش ميشود بايد راه خريد
داور را بلد باشد، بايد بداند كه چگونه براي تشويق شدن به ليدرها پول داد و...»
مشروح گفتوگوي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)
با اميررضا واعظي آشتياني در زير ميآيد:
** بازگشت به فصل گذشته
باشگاه استقلال هم ساختار دارد و هم اين كه هر كس
در جايگاه خودش قرار دارد و هم تلاش ميشود كه نظم و انضباط وجود داشته باشد. در
عين حال اين تلاش انجام ميگيرد كه افراد به گونهاي عمل نكنند تا حاشيهها وارد
تيم شود. من در نشستي كه در روزهاي آينده با بازيكنان، كادرفني و كليهي كادر
اجرايي باشگاه خواهم داشت، اين مساله را يادآور ميشوم كه هر كس بداند چه وظيفهاي
دارد و هر كس تلاش كند تا وظيفهي خودش را به خوبي انجام دهد. اگر افراد در جايگاه
خود به بهترين نحو وظايف خود را انجام دهند طبيعي است كه كارها براساس تعاريفي كه
صورت گرفته، پيش ميرود. مواقعي پيش ميآيد كه در تشكيلاتي افراد در جاي خود قرار
ميگيرند اما، نميدانند چه كاري را با چه تعريفي انجام دهند و اين ايجاد مشكل
ميكند. در بعضي از دستگاهها هم شاهد هستيم كه افراد در جايگاه خود قرار ندارند.
پس در جايگاه قرار گرفتن يك فاكتور مهم است و فاكتور دوم مهم اين است كه افراد
وظيفهشان را انجام دهند. ما در باشگاه استقلال تلاشي 10 ماهه را آغاز كرديم تا به
اين سمت برويم كه هر كس وظيفهاش را به بهترين نحو انجام دهد.
**نگاهي كه منطقي نيست
بايد يك واقعيت را بپذيريم و آن اينكه موفقيت يك
تيم را نميتوان به نام يك نفر ثبت كرد. مديرعامل وقتي جايگاه خود را بشناسد و به
وظايف خود بپردازد، همان امتيازي بدست ميآيد كه اگر يك كارمند، يك بازيكن يا يك
سرمربي در جايگاه خود وظايفش را انجام ميدهد. شما شاهديد كه افرادي علاقهمند
هستند موفقيتهاي يك تيم را منتسب به مديرعامل باشگاه يا به سرمربي كنند كه فكر
ميكنم اين نگاهي منطقي نيست. وقتي يك تيم قهرمان ميشود، همهي اجزاي يك باشگاه
وظيفهشان را به خوبي انجام دادهاند و اگر يك تيم نتيجه نميگيرد، نشان دهندهي
اين است كه اجزاي باشگاه وظايف خود را به خوبي انجام ندادهاند. با اين حال اگر ما
بخواهيم سرنوشت يك سرمربي يا يك مدير را صرفا به ساق پاي يك بازيكن گره بزنيم،
منصفانه نيست. چه بسا كه امكان دارد آن بازيكن در جايگاه خود نتوانسته وظيفهي خود
را به خوبي ايفا كند. بنابراين متوليان فني تيم از جمله سرمربي و كادر فني بايد
آسيب شناسي كنند. ميخواهم بگويم وقتي استقلال فصل گذشته قهرمان شد، اين قهرماني را
در درجهي اول مديون حمايت هواداران خود ميداند و نكتهي دوم تعامل و هماهنگي است
كه با وجود نواقص موجود توانست تيم را به نتيجهي مناسب برساند و در اين بين
نميتوان لطف خدا را هم ناديده گرفت.
** يادآوري روزهاي آخر بازي سرنوشت
همواره قاطعانه وقتي به اين باور رسيدم كه استقلال
قهرمان ميشود با باوري قلبي مدام تاكيد ميكردم كه استقلال قهرمان ميشود. 48 ساعت
پيش از آخرين بازيمان در مصاحبهاي گفتم استقلال قهرمان ميشود و روسياهي براي
كساني ميماند كه تلاش كردهاند استقلال قهرمان نشود. بايد اين صحبت را تحليل كرد.
اگر استقلال قهرمان نميشد، آشتياني چه پاسخي داشت. پاسخ من اين است كه به تيم
اعتقاد قوي داشتم و باور داشتم كه استقلال قهرمان ميشود. با اين حال وقتي از افراد
مختلف سوال ميشد كه چند درصد براي استقلال شانس قهرماني قائل هستيد، بعضيها
ميگفتند 30 درصد. من تعجب ميكردم آنها با چه فرمولي به اين اعداد رسيده بودند.
اگر كمترين آگاهي به فرمول رياضي و آماري داشته باشيم، خيلي راحت ميتوانستيم
بگوييم كه شانس استقلال براي قهرماني 50 درصد است. استقلال بايد پيام را ميبرد و
ذوب آهن بايد ميباخت. پس اينجا مشخص ميشود كه چه كسي اعتقاد داشت استقلال قهرمان
ميشود و چه كسي اعتقاد نداشت. من از فرمول حرف ميزنم نه حرفهاي احساسي است و
بيپايه.
مصاحبههايم هم موجود است. نميتوان كتمان كرد كه
چه كسي به قهرماني استقلال باور داشت. جالب اينجاست چهار هفته مانده به پايان ليگ
يك روز از دوستي سوال كردم استقلال براي مقام چندمي بسته شده است كه او هم با صراحت
گفت براي پنجمي يا ششمي. من هم روز اولي كه به استقلال آمدم، چنين ارزيابي داشتم.
اما، رفتار و رويه به گونهاي تعريف شد كه هر كس در جايگاه خود كار كند. علت اينكه
آن تيمي كه به تحليل آن روز بايد پنجم يا ششم ميشد اما، قهرمان شد اين است كه
آدمها در جايگاه خود قرار گرفتهاند. من بايد اينجا انصاف به خرج بدهم. ذوب آهن
نايب قهرمان ليگ شد و به مقام قهرماني در جام حذفي رسيد. وقتي به تيم ذوب آهن نگاه
ميكرديم متوجه ميشويم كه آنها تيم كاملا يك دستي داشتهاند. در استقلال هم شرايطي
به وجود آمد كه به تيم يكدستي تبديل شد. تيم به لحاظ درون زمين و كارهايي كه بايد
انجام ميشد، يكدست شد و در نهايت به قهرماني رسيد و من بار ديگر از همهي اجزاي
تيم و باشگاه تشكر ميكنم. اينكه اين قهرماني در زمان مديريت بنده يا يك مدير يا يك
بازيكن اتفاق افتاده، افتخاري بزرگ است. اما، ميخواهم پاسخ افرادي را بدهم كه
ميگفتند "بعضيها دلشان نميخواهد كه استقلال قهرمان شود". آنها منظورشان از
بعضيها ما بوديم. اما، مصاحبهها نشان ميدهد كه چه كسي به قهرماني استقلال اعتقاد
داشت و چه كساني با ياس ميگفتند شانس استقلال براي قهرماني 30 درصد است. هم اكنون
هم براي حضور در فصل جديد نقاط ضعف را به نقاط قوت تبديل كردهايم و بدون اينكه
جنجال و حاشيهاي درست كنيم، بازيكنانمان را جذب كردهايم. نقاط ضعف را تقويت كرديم
و نقاط مثبت را حفظ كرديم و اميدواريم در فصل جديد ليگ برتر استقلال سنت شكني كرده
و از قهرماني خود دفاع كند.
** در انتظار خرق عادت قهرمان
در بيشتر تيمهاي دنيا وقتي تيمي قهرمان ميشود،
نميتواند در سال بعد اين عنوان را تكرار كند. شايد برخي اين را به بيثباتي در
مديريتها ربط بدهند. اما، مديراني كه پس از قهرماني از مجموعه جدا ميشوند اين
تصميم به نفع خودشان است. آنها به عنوان "مدير قهرمان" از باشگاه جدا ميشوند! شايد
اين جابهجايي تاثير داشته باشد؛ اما، نكات ديگري هم وجود دارد. شايد بازيكنان فصل
گذشته علاقهاي به همكاري مجدد نداشته باشند. ضمن اينكه حضور بازيكنان جديد هم باعث
ميشود كه پروسهي هماهنگي بازيكنان به تاخير بيانجامد. شايد غرور هم بازيكنان را
بگيرد؛ اما، نبايد نكتهاي را فراموش كرد و آن آلودگيهايي است كه در فوتبال ما
وجود دارد. اصلا هنر بعضيها در خريدن يك سري آدمهاست. آنها در گوشه و كنار عواملي
دارند و با مذاكراتي كه اين عوامل انجام ميدهند سرنوشت يك تيم را تغيير ميدهند!
** تاييد خريد آدمها در فوتبال ايران!
من شخصا باورم اين است كه فوتبال ايران نياز به
نوسازي دارد. اين نوسازي بدين معنا نيست كه صرفا آدمها عوض شوند بلكه بايد فكرها
هم تغيير كند و رويهها هم عوض شود. معتقدم بايد مجموعهي عوامل اجرايي كه ليگ را
اداره ميكنند، بايد به لحاظ اقتصادي تامين باشند تا افراد نتوانند اين جسارت را
پيدا كنند تا با پيشنهاداتي اين مجموعه را تحت تاثير قرار دهند. بنده اعتقاد دارم
كه فوتبال ما آلودگيهايي دارد. در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا كه سال گذشته استقلال
در آن حضور داشت، در يكي از بازيهاي استقلال كه در تهران برگزار شد، يك نفر آمد و
به من گفت كه داور مسابقه آماده است كه فلان قدر بگيرد و به سود شما سوت بزند. آن
داور از يكي از كشورهاي تازه استقلال يافته بود. وقتي چنين آدمهايي در فوتبال ما
هستند كه به بنده كه هيچ وقت به چنين افرادي روي خوش نشان نميدهم، چنين پيشنهادي
ميدهند شما حساب كنيد كه در فوتبال ما چه اتفاقاتي در حال رخ دادن است. اين
اتفاقات جاي تاسف دارد. اين جور آدمها هم كم نيستند. افرادي هستند كه با وجود غير
فوتبالي بودنشان چهرهي فوتبالي به خود ميگيرند. اين خطري جدي است. نميدانم
فدراسيون فوتبال و مديران باشگاهها چه تدبيري ميخواهد داشته باشد.
** فدراسيون جزيرهاي اداره ميشود
معتقدم فدراسيون فوتبال بايد ابتدا درون خود را
هماهنگ كند. متاسفانه اين هماهنگي را در مجموعهي فدراسيون فوتبال نميبينيم. شما
نميتوانيد زماني كه درون خودت آشفته بازار است به دنبال همكاري و هماهنگي با
تشكيلات بيروني باشي. اين شدني نيست. معتقدم كه فدراسيون بايد نظم و انضباطي در
درون براي خود تعريف كند و در اين صورت است كه ميتوان به انضباط كلي اميدوار بود.
اگر بنا باشد هر كس جزيرهاي كار كند و هر كس تصميمات خود را بگيرد، مطمئن باشيد
فدراسيون نميتواند به موفقيت برسد. من صحبتهايي را كه اخيرا از سوي مسوولان
فدراسيون مطرح شده، شنيدهام. اين حرفهاي جديدي است كه در فوتبال ما ميشنويم. اين
جزيرهاي فكر كردن است. رييس فدراسيون بايد حرف اول و آخر را بزند. هيات رييسه
جايگاهش محفوظ است. اما، اعضاي هيات رييسه حق ندارند در خارج از جلسهي هيات رييسه
چيزي را به رييس فدراسيون تكليف كنند. سازمان ليگ زير مجموعهي فدراسيون فوتبال
است. اينكه ميگويم فدراسيون جزيرهاي اداره ميشود، همين است. فدراسيون فوتبال
مانند تمامي فدراسيونها داراي هيات رييسهاي است و اين اعضاي هيات رييسه تنها
ميتوانند در جلسات نظرات خود را اعلام كنند و به محض اينكه از اتاق بيرون ميروند
ديگر حق اظهارنظر ندارند. تعجب ميكنم بعضيها اين مفاهيم را خوب نميدانند. شايد
بخشي از رفتارهايي كه از فدراسيون ميبينيم به تساهل و تسامح بازگردد. هيات رييسه
جايي است كه اگر نظري داشته باشد، آن را براي تصويب به جلسه ميآورد. اما، اينكه
چگونه عمل ميشود، ديگر ربطي به هيات رييسه ندارد. مهم اين است كه دارد كارها انجام
ميشود. اينكه ميگويند كميتهي انضباطي اين طور ميگويد، سازمان ليگ آن جور عمل
ميكند، آن يكي ميگويد مدرك نداريم، آن يكي ميگويد مداركي وجود دارد، آن طرف
ميگويد من منشور دارم و آن طرف جواب ميدهد كه به من ربطي ندارد نشان از آشفتگي
فدراسيون فوتبال دارد. اقتدار مديريتي در هر تشكيلات و سازماني مهم است. من يكه
تازي را قبول ندارم و ادارهي يك مجموعه به صورت تك بعدي منطقي نيست. اما، حرفهايي
كه ميزنم منافاتي با قاطعيت ندارد. قاطعيت بايد باشد. مدير بايد به موقع تصميم
بگيرد، به موقع حرف بزند و به موقع از مواضعش دفاع كند و در زمان خودش از نقطه
نظرات ديگران هم استفاده كند.
** منشور اخلاقي، سازمان ليگ و ابهامات فراوان
معتقدم طرح مسالهي منشور اخلاقي كه توسط سازمان
ليگ مطرح شد، شروع خوبي براي مقابله با آلودگيهاي فوتبال است. اما، نبايد در اين
كار ديگر تساهل و تسامح به خرج داد. چرا مربياي كه مساله دارد را به فدراسيون دعوت
ميكنيم و از او امضا ميگيريم؟ يا او متخلف است يا نيست. اما، اينكه فرد متخلف را
دعوت ميكنيم و از او امضا ميگيريم به هيچ وجه كار درستي نيست. من بايد به شجاعت
يك مربي محروم اشاره كنم. او با شجاعت اجازه داد كه اسمش را فدراسيون اعلام كند
اما، چرا فدراسيون اسم ديگران را نميگويد؟ يعني بايد در بحثي با چنين اهميتي طرف
مقابل رضايت بدهد تا اسمش را اعلام كنيم؟ ما كه ميدانيم افراد چه كساني هستند.
اما، بگذاريد مردم هم بدانند كه اين اسطورههايشان چه كساني هستند و چه رفتاري
داشتهاند. اينها افرادي هستند كه فوتبال را به يقهي خود منگنه كردهاند. به
بازيكنان هم بايد بگوييم كه شما چنين مشكلاتي داشتيد و به خاطر همين مشكلات محروم
شديد. از آن طرف "شريفي" ميگويد كسي بالاي 150 امتياز منفي نگرفته و ازآن طرف
ميگويند ميخواهيم بازيكنان خاطي را محروم كنيم. من متوجه اين تناقضها نميشوم.
من از راديو شنيدم كه مجري برنامه از عزيزمحمدي پرسيد كه چرا اسم خاطيان را اعلام
نميكنيد كه محمدي گفت: آنها راضي نيستند و سپس مجري گفت مگر آنها بايد راضي باشند،
اين حرف كاملا درستي است. مگر اين افراد قتل يا كار نامشروع كردهاند كه اسمشان را
اعلام نميكنيم. بهتر است خيلي شفاف بياييم بگوييم به اين دلايل بايد اين مربيان يك
سال استراحت كنند. مگر درمورد مربياي كه نامش اعلام شد چه گفتيم. بگوييد از كدام
افراد امضا گرفتيد. من با امضا گرفتن موافق نيستم اما، حالا كه گرفتيد بياييد
بگوييد كه اين افراد چه كساني هستند تا مردم بدانند. شايد بين آنها اسطورههاي
پوشالي باشند كه خودشان را پنهان ميكنند و با روابطي كه دارند، خودشان را پنهان
ميكنند. آيا اينجا حق مربياي كه نامش اعلام شد تضييع نميشود؟ من مدافع يا وكيل
مدافع او نيستم؛ اما، ميخواهم بگويم كه بايد شفافسازي كنيم.
** دفاع از فوتبال پاك در مجمع فدراسيون فوتبال
من عضو مجمع فدراسيون فوتبال هستم. من حق راي دارم
و از حقوق باشگاهها دفاع ميكنم. حرفم را خواهم زد با كسي هم تعارف ندارم. هر كس
ميخواهد از من خوشش بيايد و هر كس ميخواهد بدش بيايد. بايد واقعيتها را گفت. اگر
ميخواهيم همه با هم فوتبال پاك را بسازيم بايد تعارفات را كنار بگذاريم. مشكل اصلي
فوتبال ما تعارفات است. هيچ كس نميخواهد خودش را به تعبير خودمان "بده" كند. مگر
ما بايد واقعيتها را براساس خوش آمدن يا بد آمدن ديگران بگوييم؟ من آدمهايي را
ميشناسم كه خودشان را آزاده و رك معرفي ميكنند اما، رك گوييشان طوري است كه تنها
به نفع خودشان است. ميتوانيم بدون منفعت حرفهاي سالم و اثربخش بزنيم. سوالم اين
است كه چرا امثال مجيد جلالي بايد بدون تيم بمانند و چرا فلان آقا بايد امضا بدهد و
با گرفتن تيمي به چند صد ميليون پول برسد؟ جلالي چه كم داشت؟ كارنامهي او
كارنامهي روشني است. من مدافع جلالي نيستم. ولي ميگويم ميـوانيم از افرادي
استفاده كنيم كه حرفي براي گفتن دارند و اخلاقشان ميتواند براي فوتبال مفيد باشد.
بايد امثال مجيدي كنار گود باشند و بعد مربياني بيايند كه حرفهشان زدوبند است،
حرفهشان بازيكن خريدن است و حرفهشان اين است كه داور را بخرند و به بازيكن حريف
بگويند سوتي بده و ما سال آينده تو را ميخريم. كارشان اين است كه به بازيكنان حريف
زنگ ميزنند و آنها را تخريب روحي ميكنند. آنها يك تيم دارند و هر كدام از اعضاي
تيمشان نقشي را ايفا ميكنند. چه زماني ميخواهيم به اين ابهامات پاسخ بدهيم؟
** اين فوتبال نتيجهي اتفاقات باشگاههاست
من در بخشي از صحبتهايم به فدراسيون انتقاد كردم؛
اما، اينجا ميخواهم از فدراسيون دفاع كنم. همه به دنبال اين هستيم كه بيابيم علت
افت فوتبال ايران چيست. همه روي فدراسيون فوتبال متمركز شدهاند؛ اما، مگر فدراسيون
بازيكن ساز است. وظيفهي فدراسيون ساماندهي تيمهاي ملي است. در باشگاههاي ما چه
اتفاقي ميافتد؟ اتفاقاتي كه در باشگاهها ميافتد باعث شده كه فوتبال ما به چنين
وضعي دچار شود. چرا بايد 9 دروازهبان خارجي در فوتبال ايران حضور داشته باشند؟
برويد و بگرديد تا مشخص شود چند بازيكن نوك حمله تربيت كردهايم. تيم ملي تقصيري
ندارد چرا كه بازيكني ملي تحويل تيم ملي ندادهايم. ميگويند بازيكن گران نخريد.
فردي از گوشهاي ميگويد ما بودجه داريم. همه ميدانند كه شما چه بودجهي كلاني
داريد؛ اما، اين مهم نيست، بازيكن گران ميخريد تا چه اتفاقي بيفتد. گران ميخريد
كه بازيكنان چه قيمتي شوند؟
** هزينه هنگفت براي مديران
تا زماني كه مديران ما به ميزهايشان چسبيدهاند و
براي ماندن به افراد مختلف متوسل ميشوند، وضعي بهتر از اين نخواهيم داشت. نه در
فوتبال بلكه در تمامي بخشهاي مختلف مدير بايد فارغ از ميزش باشد. مدير اگر يك روز
مدير باشد بايد آن يك روز را مديريت كند. اين نوع مديريت بسيار بهتر از اين است كه
10 سال مدير باشد ولي به اندازهي يك روز هم نتواند زير مجموعهاش را مديريت كند.
يكي از آفتها خود ما مديرانيم. قبلا اين مساله را گفتهام. سرمربيان، مديران و
دلالان عامل گراني بازيكنان هستند و نقش مديران و سرمربيان بيشتر از دلالان است.
سرمربي تازه اگر حسن نيت داشته باشد و پشت پرده اتفاقي نيفتاده باشد، فهرستي را به
مدير ميدهد و ميگويد من به اينها نياز دارم. مدير هم با قيمتهاي گزاف اين
بازيكنان را خريداري ميكند. متاسفانه در فوتبال ما اين مساله جا نيفتاده كه جمع
كردن شاه مهرهها عوارضي به همراه دارد.
** برنامههاي استقلال براي ريشه كن كردن آفتهاي
فوتبال
از زماني كه به استقلال آمدم باورم اين بود كه
بايد استقلال را از حالت مصرف كننده صرف خارج كنيم. در مقطعي استقلال بازيكناني را
توليد كرد و آنها را هم صادر كرد؛ اما، اين روند متوقف شد. باورم اين است كه بايد
به اين كار شدت ببخشيم. بايد بازيكنان جوان را به تيم بزرگسالان وارد كنيم. اگر شما
به مربيان پيش از انقلاب نگاه كنيد ميبينيد كه بعضي از آنها با چه جسارتي اين كار
را كردند و با اين كار چه جوانان شايستهاي به فوتبال ايران معرفي شدند. پس از
انقلاب هم "دهداري" اين جسارت رابه خرج داد و زماني كه تعدادي از بازيكنان تيم ملي
را تحريم كردند، بازيكناني را به تيم ملي دعوت كرد كه اثرگذار بودند. امروز هم بايد
مديران ما اين جسارت را داشته باشند. حضور بازيكنان جوان هم به لحاظ اقتصادي و هم
به لحاظ فني بسود باشگاههاست. برهمين اساس اگر به تمرينات استقلال نگاه كنيد،
ميبينيد پنج بازيكن جوان در كنار بازيكنان بزرگسال تمرين ميكنند. من به شما قول
ميدهم اين پنج بازيكن آيندههاي استقلال هستند. تمرين كردن كنار بازيكنان بزرگ ترس
را از آنها ميگيرد. با هماهنگيهايي هم كه با دكتر معيني انجام دادهايم، در شش
هفت استان كشور مدرسهي فوتبال استقلال راهاندازي خواهد شد.
** اختيار تام مرفاوي در انتخاب دستياران
به غير از مظلومي كه به عنوان مدير در استقلال
منصوب كردهام، ساير دستياران مرفاوي به انتخاب خود او بودند. حتي مولر را هم با
مشورت او انتخاب كردم. گرافت هم پيشنهاد مولر به مرفاوي بود. به مرفاوي سه روز وقت
دادم كه دربارهي او فكر كند و در پايان او گفت من اين آدم را با اين مشخصات
ميپسندم. از مرفاوي سوال كنيد كه بنده در انتخاب كدام همكارش دخالت كردم. ياد
گرفتهام در كار مربي دخالت نكنم و كسي را تحميل نكنم. اين رويه را هم چهار سال در
فدراسيون دوچرخهسواري دنبال كردم. ميتوانيد از سرمربي سابق تيم ملي كه يك فرد
آلماني بود، اين مساله را بپرسيد. هم اكنون هم مرفاوي مسووليت دارد. حتي موقعي كه
در حال مذاكره با مولر بوديم مرفاوي هم حضور داشت. من از او پرسيدم نظرت دربارهي
مولر چيست، او گفت خيلي خوب است. من ميتوانستم با مشاورانم دربارهي مولر صحبت كنم
اما، با مرفاوي حرف زدم. هم اينكه براي او احترام قائل شدم و هم اينكه ميخواستم
بگويم كه مولر انتخاب توست. ما رفتار منطقي و اخلاقياي را در پيش گرفتهايم و فقط
ميدانم كه قلعهنويي دچار توهم شده و اين توهم را ديگران براي او درست كردند.
سناريويي نوشتند و به دست او دادند. ايشان فكر ميكند كه ما براي او دشمن هستيم.
بگذريم از اينكه در برنامهي آخر 90 و فلش بكي كه در برنامه گذاشته شد قلعهنويي چه
صحبتهايي را انجام داد و البته آن صحبتها مويد اين است كه شخصيت من كجا و شخصيت
ايشان. علاقهاي به بازگشايي ديگر مسايل ندارم. من براي او در تيم جديدش آرزوي
موفقيت ميكنم و انتظار دارم دوستان ايشان هم رعايت مسايل اخلاقي را داشته باشند
چرا كه اگر بنا باشد رعايت مسايل اخلاقي انجام نشود، ما هم رفتار مشابه را با
ادبياتي جديد انجام خواهيم داد. اميدوارم سپاهان نتيجه بگيرد، ضمن اينكه استقلال
قهرمان شده و بايد تلاش كنيم كه با لطف خدا و همكاري مجموعهي باشگاه اين مقام را
تكرار كنيم
.